این دفتر میخواست که سیاستنامهی سوم باشد، مشتمل بر خطابهها و مصاحبهها و نامهها. امّا فربهی فراوانش (بیش از هشتصد صفحه) آفت آن شد و آن را به دو نیمه منقسم کرد: نیمهی اوّل فقط خطابهها را در بر میگیرد و خصلتی تئوریک دارد و عنوان «ادب قدرت، ادب عدالت» بر پیشانی آن است؛ و نیمهی دوم که سیاسیتر و کاربردیتر است و به مصاحبهها و نامههای سیاسی اختصاص دارد، عنوان «سیاستنامهی سوم» ویژه و زیبندهی اوست و چند ماه دیگر از زهدان زمان پا به جغرافیای جهان خواهد نهاد.
در «ادب قدرت، ادب عدالت»، بازیگران بزرگ همچنان قدرت و عدالتند که دیری است به میهمانی ذهن من آمدهاند و دمی از پرسیدن و چالش کردن باز نمیایستند. پارهای از پاسخهای من به آن پرسشگران پرشور، درونمایهی این دفتر را آفریده است. بهویژه پیوند میان «ادب صدق و ادب عدل» از نکتههای عزیزی است که من سخت دلبستهی آنم و گمان میکنم ما را در کشف معنای عدل و در تحقق مفاد آن کمک بسیار تواند کرد.
در پرتو این پیوند است که میتوان دروغگویی را عملی ظالمانه خواند و رواج آن را نه فقط حاجب حقیقت، که نشانهی غیبت عدالت هم دانست.
سخن گفتن از عدالت به قهر منطقی، سخن گفتن از استبداد و آزادی را هم ایجاب میکند و لذا فلسفهی حضور این مفاهیم در این دفتر نیز آشکار میشود.
امّا مهمتر از همه، «نقد اخلاقی قدرت» است که به تمام قامت در این دفتر حاضر است. سؤال این است چرا ما استبداد را نکوهش میکنیم و آزادی را ستایش میکنیم؟ آیا آن نکوهش و این ستایش، اخلاقیاند یا به موازین دیگر راجع میشوند؟ پاسخ این کتاب آن است که بلی، آزادی اخلاقاً بهتر از استبداد است و اگر چنین برتری اخلاقیای در کار نباشد، آزادیخواهی ما پایهای استوار نخواهد داشت. چنین است که اخلاق ـ که تجسم تامّ عدالت است ـ نهتنها بر رفتار فردی، بل بر سیاست و دیانت حکم میراند و آنها را رهبری میکند.
امیدوارم خطابههای ویرایششدهی این کتاب، شامل نکتههای تازهای در مقولات یادشده باشد و رنج خوانندهی هوشمند را در خواندن این دفتر بیپاداش نگذارد...
X