|
چرا نباید دریانورد شد؟ ـ در رد برخی شبهههای موجود ا [2 سال پیش]
30 تیر 1387
این نوشتار را تقدیم میکنم که کسانی که تازه در این راه پای میگذارند.
|
|
ساراماگو: همیشه متفاوت ـ ویژگیهای منحصر به فرد نثر ژوزه ساراماگو ا [2 سال پیش]
17 تیر 1387
نثر ساراماگو چه در رمانهای فلسفی و چه در روایات تاریخی را نمیتوان با هیچ یک از نویسندگان هم سیاق او مقایسه کرد. حتی با گابریل گارسیا مارکز که ساراماگو خود به تاثیر پذیری از او اعتراف دارد...
|
|
سوالات کنکور سال 18+1370 ـ مطلبی طنز از آقای ناصر باغبان ا [2 سال پیش]
08 خرداد 1387
این مطلب را دوست و برادر عزیز، آقای ناصر باغبان ارسال کردهاند که عیناً و بدون دخل و تصرف در محتوا، اینجا گذاشتهام و ملاحظه میفرمایید. تصویر، متعلق است به صفحه نخست دوهفتهنامه گلآقا.
|
|
چگونه ازدواج کنیم؟ ـ بررسی راههای حرام آشنایی پیش از ازدواج ا [2 سال پیش]
06 خرداد 1387
امروز رسانهی ملی، شبکهی قرآن، برنامهای پخش میکرد و از مضرّات رابطهی دختران و پسران در اینترنت، و همینطور ازدواجهای ناشی از آن میگفت. سؤال اینجاست که دختران و پسران جامعهی ما، به چه طریق باید با هم آشنا شوند و متوجه مناسب بودن همدیگر گردند و بعد با هم ازدواج کنند؟
|
|
سرعت اینترنت به این زیادی! ـ اندرباب مکاشفه اخیر وزیر ارتباطات ا [2 سال پیش]
03 خرداد 1387
وزیر ارتباطات در پیامی تحسینبرانگیز گفت: پهنای باند 56 کیلوبیت برای مصارف کاربران خانگی و دانشگاهها کافی است. علیرغم انتقادات بیفکرانهای که به این سخن گرانقدر وارد شده، یادآوری چند نکته را به منتقدین لازم میدانم.
|
|
یادداشتی بر «روی ماه خداوند را ببوس» ا [2 سال پیش]
16 فروردين 1387
ای کاش روزگاری برسد که نخواهیم برای بالا بردن «وحی» و اثبات حقانیت مکتب، به عقلسوزی دست ببریم و از عقلگریزی استفاده کنیم. عقل هدیه خجسته و مبارک و عزیز خداوند است و «بوسیدن روی ماه خداوند»، نیازی به خداحافظی با عقل ندارد...
|
|
یادداشتی بر «مادر»، نوشته ماکسیم گورکی ا [2 سال پیش]
23 اسفند 1386
امروز خجسته روزی بود که مطالعهی رمان «مادر» ماکسیم گورکی، با ترجمهی زیبا و روان محمّد قاضی را به پایان بردم. رمانی که به جادهای بالارونده در میان تپهها و دشتها میماند؛ نه آنچنان پرحادثه و حدسنادنی، و نه آنچنان راکد و سرشار از نظریهپردازیهای فلسفی و اجتماعی. از نطق و سخنرانی به وضوح خودداری شده، تا جایی که ماجراهای اتفاق افتاده در یک دادگاه محوری متن داستان به کلی سانسور شده و در واقع بیاهمیت قلمداد شده و به شرح ظاهر صحنه و البته نطق قهرمان داستان اکتفا شده است...
|
|
افتتاحیه ـ آغاز به کار نسخهی دوم سایت ا [3 سال پیش]
13 ارديبهشت 1386
با نام خداوند مهربان، اینک آزمایشهای ابتدایی نسخهی جدید سایت، با موفقیت طی شد و اشکالهای اوّلیهی آن برطرف گردید، امروز رسماً نسخهی جدید را جایگزین قالب گذشتهی سایت میکنم و امیدوارم اشکالهای آن، خیلی زود برملا گردند...
|
|
سهتار ـ یادداشتی بر «سهتار»، اثر جلال آلاحمد ا [3 سال پیش]
07 ارديبهشت 1386
جوانی که در سهتار گمشدههای خویش را میجوید و از نواختن برای شادی دیگران خسته شده و در پی گرمای ضمیر خویش است، در مقابل جوانی دیگر، شاید همسن و سال خودش، محافظ ارزشهای دینی، کسی که سهتار را ابزاری در دست یک «لامذهب» میبیند و از بیحیایی و بیشرمی او میخروشد و طغیان میکند.
هر دو بر در مسجد... هر دو بر در خانهی دین. و دین، فربهترین جزء این سنت...
|
|
دل و دین و عقل و هوش... به فدای قدرت ا [3 سال پیش]
07 ارديبهشت 1386
حساب مکاتب فکری را باید با حساب مکاتب سیاسی جدا کرد. عوضی گرفتن این دو مقوله، اشتباه بسیار بزرگی است که ما، دانسته یا ندانسته، عمداً یا سهواً، مرتکب آن میشویم.
|
|
آنچه که ما خواستهایم! ا [3 سال پیش]
14 بهمن 1385
...آنقدر ضعیفیم که جز گریه نمیتوانیم و بعد تصور میکنیم که این اشک و این گریه، همان است که از دل پاک میآید و غافل این که جنایتکاران نیز گریه میکنند و این نه آن است و این مصداق درد و زجر و ترس و خجالت است و ملاکی برای قساوت دل و قلب.
|
|
خاموشی یک روشنگر ـ روایتی در باب وفات دکتر شریعتی، از دکتر عبدالکریم سروش ا [4 سال پیش]
23 خرداد 1385
هیچگاه از یاد نمیبرم روز 29 خرداد را، وقتی که در انگلستان، در لندن، دانشجو بودم. خبر داشتیم که مرحوم شریعتی به انگلستان آمده است و عازم بودیم که همراه با برخی دوستان به دیدن او برویم و اگر میسر شود، همکاریای را با آن مرحوم آغاز کنیم. صبح زود بود که یکی از دوستان نزدیک به من تلفن زد و در حالی که گریه میکرد، از من خواست که به راه بیافتیم. در همان حالت گریه به من حالی کرد که اتفاق بدی برای مرحوم دکتر افتاده است.
|
|
بیم موج ا [4 سال پیش]
01 ارديبهشت 1385
ساعت پنجونیم عصر، آخرین نفر هوشنگه که دارد دستش را میشوید تا برود بالا، به جایی تکیه میدهم و نگاهش میکنم، تکانی شدید، در جا سکندری میخوریم، الآن حدود یک هفته است که دریا خراب است، یک مشت اراجیف تحویل هم میدهیم و میخندیم...
|
|
تنهایی در پنج پرده ا [4 سال پیش]
17 فروردين 1385
یاد گرفتهای که چهطور با همه باشی. یاد گرفتهای که وقتی آنها میخندند، تو هم لبخند بزنی. و یاد گرفتهای که چهطور تنهاییات را حفظ کنی...
|
|
یادداشتی بر کتاب جوان خام ـ داستایوفسکی ا [4 سال پیش]
13 اسفند 1384
و اینک، پسر جوانی که سالهای کودکی را به تازگی پشت سر گذاشته و کولهباری را از سردرگمی و نفرت روی دوش خود حمل میکند، ناگهان درمییابد که مدرکی در اختیار دارد و به کمک آن، میتواند عنان اطرافیانش را هر گونه بخواهد در اختیار بگیرد؛ تیغی دو دم، که دستنیافتنیترین اقوام اشرافیاش در مقابل او به زانو درمیآیند.
|
|
و إنّک لعلی خلق عظیم ـ به مناسبت بعثت پیامبر بزرگ اسلام ا [5 سال پیش]
11 شهریور 1384
«پرومته ربالنوع بسیار مشهوری است در دنیا. ابتدا یونانیان ساختند، بعد به روم، و سپس به تمام دنیا رفت. پرومته خدایی از خدایان یونانی است و سرشار از همه چیز، زیبایی، قدرت، خوبی، محبوبیت، در عالم خدایان زندگی میکند، از همه چیز برخوردار است و به هیچ کسی و هیچ کاری نیاز ندارد. امّا دست به عملی میزند که مظهر فداکاری و شورانگیزی است...
|
|
و این گونه بود که کابینهی غیر حذبی اختراع شد! ـ پیرامون اعلام اعضای کابینه دکتر احمدی نژاد ا [5 سال پیش]
27 مرداد 1384
خداوند کمتر از یک هفته فرصت دارد تا هر چه سریعتر رحمی به حال اوضاع نشر کتاب و مطبوعات و موسیقی و اینترنت و سایر موارد فرهنگی و نافرهنگی این مردم در سالهای آینده بکند!
|
|
تفنن بیهودهای به نام تفکر ا [5 سال پیش]
09 تیر 1384
احتمالاْ تجربه کردهاید که زندگی و همصحبتی با آدمی که مخالف شما فکر میکند خیلی سخت است. اما امیدوارم این را تجربه نکنید که زندگی یا همصحبتی با آدمی که اصلاْ فکر نمیکند واقعاْ تحمل ناپذیر است.
|
|
حسامالدین سراج و چند مطلب بیربط دیگر ا [5 سال پیش]
01 دی 1383
آخرین اثر آقای سراج «ماه نو» نام دارد که تقریبا از عید فطر به بازار آمد. علی رغم تعریفات و تمجیدات فراوانی که از این اثر شد من اصلا خوشم نیامد.
|
|
نقدی بر مجله صاحب الزمان ا [5 سال پیش]
18 آذر 1383
مجله صاحبالزمان، به سردبیری ابوالفضل سبزی، مطالبی عجیب و غریب درباره ظهور حضرت امام زمان منتشر کرده و میکند و این نوشتار، به آن نشریه اختصاص دارد.
|